جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

913

تحفة الملوك ( فارسى )

تدبير و سياست و سلوك و معاشرتى كه از آثار عقل است و بايد كه صاحب منزل در حق اهل منزل به كار برد و تفصيل آن‌ها سابقا دانسته شد ، همان نوع از تدبير و سياست و سلوك و معاشرت را بايد كه ملوك و سلاطين در حق اهل مدينه يا مدن استعمال فرمايند و به كار برند و زنان مدينه را به منزلهء زنان خود و فرزندان آن‌ها را به منزلهء فرزندان خود و پدران و مادران را به منزلهء پدران و مادران خود و غلامان و كنيزان و حيوانات ايشان به منزلهء تبعه و خدمهء خود و اموال ايشان به منزلهء مال خود دانند و تدبير آن‌ها را بر وجهى كه مفصّلا در آداب تدبير منزل و معاشرت با تمام اصناف بنى نوع و اموال سابقا ذكر نموده شد ، بنمايند و هريك از اجزا و اهل مدينه را ، كه از اصناف مذكوره خارج نيستند ، به تكاليف و شغل و شأن خودشان به همان نحو مذكور ايضا وادارند و مشغول نمايند و از سياست و تدبير و نظر و بازيافت امور ايشان تغافل نكنند و ايشان را به التزام قوانين عقل و نواميس شرع و اكتساب عدالت و كمال و فضيلت ، مأمور دارند ؛ كه چنان‌كه قوام بدن به طبيعت و قوام طبيعت به نفس و قوام نفس به عقل است ، هم‌چنان قوام مدن و اهل عالم به ملوك است و قوام ملوك به تدبير و سياست است و قوام سياست به استعمال نور و قانون عقل و حكم و ناموس شرع است كه همگى قواعد حكمت است . و چون قواعد حكمت و نور عقل و آثار شرع در مدينه ، متعارف و معروف گردد ، هرآينه نظام حاصل آيد و موجودات به كمالات خود توجه يابند . و چون بر خلاف اين باشد ، هرآينه خذلان به ناموس حق و ظلمت به نور عقل و به قواعد حكمت برسد و قوام ملك و زينت ملوك و سلاطين زايل گردد و جور و تغلب و فتنه و تحارب و هرج‌ومرج پديد آيد و رسوم مروّت و حدود انسانيت مندرس گردد و كرامت به ذلّت و نعمت به نقمت و ربح به خسارت متبدل گردد و خاصيت مدن و اهل مدن و رياست و رؤسا همگى بر طرف شود . و حكما و اهل عقل و معرفت فرموده‌اند كه بايد كه سلطان و پادشاه مستجمع هفت خصلت باشد : اول : ابوّت ، چون‌كه ابوّت و حسب ، موجب استمالت دل‌ها و حاصل شدن وقع و هيبت در قلوب و چشم‌ها به آسانى مىگردد .